بنام خداوند مهربان که جان داد به این جسم بی جان
این شعر رو تقدیم میکنم به سربازهای این ملت
ای روزگار:
چرا من را ۱۹ ساله کردی میان پرندک آواره کردی
گرفتند و تراشیدن سرم را لباس ارتش کردن تنمرا
لباس ارتش رنگ زمینه عزیزم غم مخور دنیا همینه
نوشتم نامه ای بربرگ چایی کلاغ پر میروم مادر کجایی
خدا لعنت کند آنکه ارتش را بنا کرد تمام دختران را چشم به راه کرد
نوشتم نامه ای بربرگ خرما چطور طاقت بیارم ۲۱ ماه
نوشتم نامه ای که شاد باشی زغمهای جهان آزاد باشی
خداییش اگه خوشت اومد نظر بده دمت ولرم.
با تشکر کوچیکه همتون مجتبی.
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/04/27ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|
بنام خداوند مهربان
باز هم سلام خدمت عزیزانی که از این وبلاگ دیدن میکنند.
من میخوام الان یه سایت فیلتر شکن رو معرفی کنم که خیلی خیلی قوی میباشد.
بابا ترو جون مادرتون یه نظر بدید.
فیلتر شکن قوی
این سایت خیلی قوی میباشد.
لطفا نظر دهید. با تشکر از شما عزیزان مجتبی.
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/04/27ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|
بنام خالق هستی بخش
بازم سلام!!
میخواستم بگم که قانون کپی رایت در این وبلاگ فقط با ذکر منبع قابل قبول میباشد.
برای همین هم ما قانون کلیک راست ممنون را اجرا نکردیم .
با تشکر مجتبی و روزبه
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/04/27ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|
بنام آنکه عشق را آفرید و عاشق را کنارش
بنام آنکه رب العالمین است بنام آنکه او ما را معین است
با عرض سلام و خسته نباشید به دوست خوبم روزبه جان.
خسته نباشی!!!!
تقدیم با عشق به عشقم (Ai)
الهی تو آنی به آنی تپاتی جهانی ته استکانی!!!!
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
(سهراب سپهری)
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
1.قلب پسرا مثل پارکینگ که تابلوی ظرفیت تکمیل هیچ وقت نداره و قلب دخترا مثل فرودگاه که مدت موندن یه هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی داره.
2.روزی یار را کردم بوسی گفت هم بی ادبی و هم لوسی گفتم چرا چون کردم بوسی گفت لب را ول کردی لپ را می بوسی.
3.اگه یه شب یه آدم چاق اومد تورو برداشت انداخت تو گونی نترس اون بابانوئل چون من تورو از بابانوئل خواسته بودم.
4.دوست داشتن مثل دیش کردن هیچ کس نمی بینه فقط خودت گرمیشو حس میکنی.
5.سرتو بزار رو شونم تا آروم بگیره این دل دیوونم کاشکی میشود دوباره در آغوشت بگیرم تا چشم به هم میزاشتی 100 دفعه بمیرم من عاشق چشماتم تا آخرین لحظه باهاتم.
6.مطما باش که هیچ وقت نرود محرت از دل من مگر آن رو که خاک شود دل من.
7.دیدی آخرش نموندی منو تو جنون کشوندی دلی که دادم دستت زندی اونو شکوندی.
روزبه جان خیلی دوست دارم عزیز 4کرتم هستیم خیلی باحالی .
کوچیکه همتون مجتبی
این نوشته ها خیلی زیاده این 1 صفحش بود ان شا الله اگه بازم وقت گیرم اومد براتون مینویسم. دوستون دارم خیلی زیاد.
تا روزی دیگر خدانگهدار شما
حق یارتان خدا نگهدارتان
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/04/27ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|
سلام ، چه واژه ای است غریب نَه...
آشنا،
نگاه ، چه نعمتی است ، سر آغاز هر وفا
با نگاهی دیگر به پیشت خواهم آمد و سلام خواهم کرد تا جوابم را با بلندی ورسا همچون سلام،
تقدیدم کنی...
با سلام می آیم تا با جوابت راهیم کنی
به امید دیدار خواهم رفت با خداحافظی جوابم کردی
شُرشُرانه نگاهت کردم و چه گستاخ جوابم کردی
و سپس... به امید دیدار از ته دل نگاهم کردی
و سپس با خود گفتی به غرورت گفتی لعنتت باد زمانه، تو مرا خوار کردی
من شنیدم، تو ندیدی که تو را من دیدم با نگاهت ، صادقانه
نگاهم کردی...
و به امید دیدار امیدوارم کردی
با سلامم، به امیدت، به امید دیدار، خداحافظی کردم... 
+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/04/22ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|
با نگاهی دیگر...
سلام،
من روزبه هستم دوست مجتبی دوستی که مجتبی این اعتماد رو به من داد تا که بتونم مطلبی از آنچه واقعیت دارد را لمس کنم و بنویسم...
من از مجتبی اجازه گرفتم که از هر چی که دوست دارم بنویسم...
تشکر مجتبی جان.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/04/22ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط مجتبی و روزیه
|