سلام
سلام ، چه واژه ای است غریب نَه...
آشنا،
نگاه ، چه نعمتی است ، سر آغاز هر وفا
با نگاهی دیگر به پیشت خواهم آمد و سلام خواهم کرد تا جوابم را با بلندی ورسا همچون سلام،
تقدیدم کنی...
با سلام می آیم تا با جوابت راهیم کنی
به امید دیدار خواهم رفت با خداحافظی جوابم کردی
شُرشُرانه نگاهت کردم و چه گستاخ جوابم کردی
و سپس... به امید دیدار از ته دل نگاهم کردی
و سپس با خود گفتی به غرورت گفتی لعنتت باد زمانه، تو مرا خوار کردی
من شنیدم، تو ندیدی که تو را من دیدم با نگاهت ، صادقانه
نگاهم کردی...
و به امید دیدار امیدوارم کردی
با سلامم، به امیدت، به امید دیدار، خداحافظی کردم... ![]()
